روزاي برفي هميشه يه جور انرژي خاصي بهم مي دن خيلي احساساتي و عرفانيم مي كنن و خاطرات شيرين گذشته رو بيادم ميارن. هر وقت برف مياد دوست دارم بزنم به دامن طبيعت و كوه و برم به دور دستا و بهمراه اون به دوردستاي خيال. حس مي كنم طبيعت تو اين روزا آمادگي بيشتري براي پذيرش آرزوهام داره و هارموني آهنگش با آهنگ دروني من بيشتر ميشه . اينا رو گفتم كه بگم چطور به فاصله دو ساعت از دير پاشدن امروز و از دست دادن سرويس كه خيلي خيلي به ندرت اتفاق مي افته ، خوشحال شدم. منظورم وقتي كه از ترافيك همت اومدم بيرون و فرصت تمركز رو زيبايي هاي طبيعت رو بدست اوردم. نمي دونين رانندگي تو اتوبان برفي وقتي داشتم به آهنگاي پاپ دهه 80 گوش مي كردم چه لذتي داشت. وقتي خاطرات شيرينم مثل فيلم از جلوي چشام مي گذشت و تصور زيباي حضور يه دوست عزيز قديمي در كنارم تو ماشين زينت بخش حال و هوام بود، چه احساس پاكي داشتم.يواش يواش دارم معني اين حرف با ارزش رو مي فهمم كه وقتي از ته دل خوشحاليم و با طبيعت زيباي خدا همراه، طبيعت خيلي چيزا رو نثارمون مي كنه كه مهمترينش رسيدن به آرزوهامونه. هميشه شاد و آرزومند باشيد.
بهنام